تبليغاتX
نسيم آدينه

هدف قيام

هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.
                                  
دعا بفرماييد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:24  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

« ابوذر غفاری» (جندب بن جناده)

از قبیله غفار و از پیشگامان در اسلام بود. او را چهارمین یا پنجمین مسلمان تاریخ می‌دانند.
ابوذر از ساکنین شهر مکه نبود بلکه در اطراف آن شهر می‌زیست. وقتی خبر ظهور حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را شنید به مکه شتافت و اسلام آورد، سپس به میان قوم خود بازگشت و حتی در جنگ‌های
بدر و احد و خندق نیز شرکت نکرد. او پس از جنگ خندق به مدینه هجرت کرد.
پیامبر اسلام در مورد او فرمود:«خداوند ابوذر را مورد رحمت خویش قرار دهد. او تنها زندگی می‌کند، تنها می‌میرد و تنها محشور می‌شود.»
و نیز درباره صراحت و صداقتش فرمود:«در زیر آسمان آبی و بر روی زمین خاکی راستگوتر و صریح‌تر از ابوذر نیست.»
ابوذر پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از طرفداران امیرمومنان علی علیه السلام شد و از جمله چند نفری بود که از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. می گویند او در فتح
بیزانس (روم شرقی) و قبرس در سال 23 قمری شرکت کرده و جزو سپاهیان مسلمانان بوده است.
در دوره خلافت عثمان و حیف و میل و بذل و بخشش‌های حکومت به بنی امیه، ابوذر به انتقاد و افشاگری علیه حکومت روی آورد. به همین دلیل به شام و سپس به ربذه تبعید شد. امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و
عمار و عبدالله بن جعفر او را به هنگام تبعید به ربذه مشایعت کردند.
ابوذر در سال 31 یا 32 قمری در ربذه در حالی که غیر از همسرش کسی در آن بیابان در کنارش نبود وفات یافت و عبدالله بن مسعود که با چند تن از افرادش از آنجا عبور می‌کرد، بر او نماز خواند و او را در همان جا به خاک سپرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 14:14  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

 

پس از شهادت امام حسين(ع) و ياران وفا دارش در سرزمين كربلا و اسير شدن بازماندگانشان به دست سپاه يزيد بن معاويه و افشاگري بازماندگان اهل بيت(ع) مانندامام زين العابدين(ع)،حضرت زينب كبري(س)،حضرت رباب همسر امام حسين(ع)وديگر اسيران و هواداران اهل بيت(ع)،جوّ عمومي مسلمانان نسبت به يزيد بن معاويه و كردار غير اسلامي وي متغير واو در جامعه اسلامي بي مقدار و ستمگر نشان داده شد و روز به روز تنفر مردم نسبت به وي و عاملان و مزدورانش زياد تر مي گرديد.

يزيد بن معاويه براي كاهش نارضايتي هاي مردمي، تعدادي از معاريف و بزرگان حجاز، از جمله عبدالله بن حنظله را به دمشق دعوت كرد و از آنان پذيرايي نيكي به عمل آورد وبخشش هاي زيادي به آنان نمود،تا از اين راه، آنان را به خود جذب كرده و تعريف وبا توصيف هاي آنان از يزيد، تنفر عمومي مردم رااز حكومت بكاهد .

وليكن،نتيجه كار يزيد،بر عكس شد. زيرا آن هايي كه به كاخ يزيد رفته بودند،چيز هايي از يزيد و درباريان او ديده بودند كه هرگز چنين تصوري پيش ازاين در باره وي نداشتند و تازه فهميدند كه امام حسين(ع)به حق بر ضد يزيد قيام كردو در اين راه كشته شد. بدين جهت آنان نيز به افشاگري يزيد پرداخته و هر آنچه ديده بودند براي مردم بيان كردند و بخشش هاي يزيد و تطميع هاي وي تأثيري در اين ماجرا نداشت.

عبدالله بن حنظله،فرزند شهيد نامدار اسلام"حنظله غسيل الملائكه"بود،كه پدرش يك روز پس از عروسي اش، در جنگ احد كشته شدو به حنظله غسيل الملائكه معروف ولي فرزندي از او به جا ماند كه عبدالله ناميده مي شد و با مراقبت و تربيت مادرش،رشد يافت و از بزرگان و معاريف مدينه منوره گرديد. وي پس از بازگشت از شام، در جمعي از مردم مدينه خطبه اي خواند و چنين گفت:فو الله ما خرجنا علي يزيد حتّي خفنا أن نرمي بالحجارةمن السماء...؛به خدا سوگند ما بر عليه يزيد قيام نكرديم،مگر اينكه مي ترسيم[با سكوت و سازش ما بااو]از آسمان،سنگ بر ما ببارد.زيرا او مردي است كه ازدواج با مادران،دختران و خواهران را مباح مي كندو در روز روشن خمر مي نوشدو به نماز بي توجهي مي كند.

بدين گونه چهره واقعي يزيد بن معاويه،خليفه غاصب و ستمگر را براي اهالي مدينه منوره روشن نمود و آنان رابه نا فرماني و قيام عمومي بر ضد او فرا خواند.

سر انجام اهالي اين شهر مقدس به رهبري عبدالله بن حنظله،بر عامل يزيد در اين شهر يعني عثمان بن محمد بن ابي سفيان فشار آورده و او را به همراه تمامي افراد خاندان ستم پيشه بني اميه و هوادارانشان از شهر اخراج كردند،و شهر را به تصرف خويش در آوردند.در همين هنگام عبدالله بن زبير نيز در مكه معظمه قيام كرد و اين شهر را از دست بني اميه بيرون آورده بود.

يزيد بن معاويه،براي سر كوبي مردم حجاز،مسلم بن عقبه را كه به خون ريزي و جنايت كاري معروف بود،با سپاهي عظيم به سوي آنان گسيل داشت واين سپاه از راهنمايي هاي عبد الملك بن مروان، كه از فراريان مدينه بود اطلاعات لازم را به دست آورد و سر انجام در 28 ذي حجّه، سال 63 قمري به شهر مدينه منوره هجوم آوردند و با انقلابيون و مخالفان بني اميه به نبرد پرداختند.
                           
  برو ادامه..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:18  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

امام حسن مجتبي(ع) و امام حسين(ع) در ايام كودكي بيمار شدند و پيامبر اكرم(ص)به همراه برخي از صحابه از آنان عيادت نمودند و آن گاه پيامبر(ص)به پدرشان حضرت علي(ع) فرمود:اگر براي بهبودي آنان نذري نمايي،اميد است خداوند سبحان زودتر شفا عنايت كند.

حضرت علي(ع)گفت:اي رسول خدا(ص)!براي شفاي آن دو نذر مي كنم كه سه روز روزه شكر به جاي آورم.حضرت فاطمه زهرا(س)و خدمت كارش فضه نيز به مانند حضرت علي(ع) نذر كردند .

چند روزي نگذشت كه دو ريحانه رسول خدا(ص) شفا يافتندو حضرت علي(ع)و همسرش فاطمه زهرا(س)قصد كردند كه به نذ رشان وفا كرده و سه روز روزه شكر بگيرند .

در آن زمان وضع مادي اكثر مسلمانان، به ويژه خانواده حضرت علي(ع)بسيار پايين بود و به سختي مي گذشت.

بدين لحاظ آن حضرت ناچار گرديد،از شمعون بن حار ياي يهودي، مقداري جو قرض كند و آن را پس از آسياب كردن،براي پخت نان استفاده كند و يا به روايتي ديگر،براي شمعون يهودي مقداري پشم ريسيد و اجرت آن را،سه من جو در يافت كرد.

فاطمه زهرا(س)،آن جو را آسياب كرد و به سه بخش تقسيم نمود و هر بخشي را براي افطاري يك روز جدا كرد و سپس آن ها را در سه روز متوالي نان پخت.

آنان ازروز بيست و پنجم ذي حجّه شروع كردند به روزه گرفتن و ادا نمودن نذر خويش. حضرت علي(ع) در روز اول، نماز مغرب را با پيامبر (ص)به جا آورد و سپس براي صرف افطار به خانه رفت. ولي همين كه در سر سفره نشست، مستمند و بيچارهاي از راه رسيد و از آنان غذا طلبيد.حضرت علي (ع) فرمود كه سهميه وي را به آن فقير دهند. فاطمه زهرا(س)،فضه و امام حسن(ع) و امام حسين(ع)نيز به پيروي آن حضرت سهميه اندك خودرا به فقير داده و خودشان با آب افطار نمودند و روز بعد را با همين وضع روزه گرفتند. فاطمه زهرا(س)در روز دوم،بخش ديگر آرد را نان پخت و منتظر افطار ماند كه او و همسرش و فرزندانش با آن نان افطار كنند. ولي دراين شب نيز يتيمي از راه رسيد و در خواست غذا نمود. جملگي سهميه خود را به يتيم داده و خود با آب افطاركردند و روز سوم را با همان وضع روزه گرفتند.

در روز سوم نيز فاطمه زهرا(س)باقي مانده آرد را نان پخت و در سر سفره گذاشت، تا هنگام افطار، همگي از آن تناول كنند،اما در اين شب نيز محتاج ديگري فرا رسيد. وي اسير بي بضاعت و گرسنه اي بود كه از فرط گرسنگي و در بدري،به خانه امام علي(ع)پناه آورد. در اين شب نيز اهل خانه،غذاي خود را به اسير بخشيدند و تنها با آب افطار كردند.

روز چهارم،حضرت علي(ع) دست فرزندانش حسن و حسين(عليهما السلام) را گرفت و نزد رسول خدا(ص)رفت، در حالي كه فرزندانش از شدت گرسنگي مي لرزيدند.

پيامبر(ص) از وضعيت آنان پرسيد و حضرت علي(ع) ماجرا را براي آن حضرت تعريف كرد.

پيامبر(ص) آن دو را در آغوش گرفت و به نزد دختر خود، فاطمه(س)آمد و ديد وي در محراب عبادتش نشسته و به عبادت مشغول است، ولي چهره مباركش از گرسنگي زرد و چشمانش گود شده است و كلاً بي حال است.

پيامبر(ص) از ديدن آنان بسيار متأثر و غمگين شد و دست بندگي به سوي پروردگارش بلند كرد و گفت: و اغوثاه،يا الله اهل بيت محمد يموتون جوعاً.

يعني:اي داد،اي خدا!اهل بيت محمد از گرسنگي مي ميرند.

در همين هنگام جبرئيل امين فرود آمد و عرض كرد: اي رسول خدا(ص)آنچه خداوند متعال در باره اهل بيت توعنايت كرده است،بنگر.

فرمود:چه چيزي را بنگرم!

جبرئيل امين اين سوره را كه در شأن فداكاري حضرت(ع)و همسرش فاطمه زهرا(س)و فرزندانش حسن و حسين(عليهما السلام) نازل شد،بر آن حضرت قرائت كرد:هَل اَتي عَلَي الاِنسانِ حينٌ مِنَ الدَّهرِ...اِنَّما نُطعِمُكُم لِوَجهِ اللهِ لا نُريدُ مِنكُم جَزائاً وَلا شَكوراً...(1) بنا به روايتي در آن روز براي اهل بيت فداكار پيامبر(ص)غذايي از آسمان فرود آمد و آن را تا هفت روز تناول كردند.(2)

بدين گونه،خداوند سبحان از ايثار و خود گذشتگي حضرت علي(ع) و خانواده بي نظيرش تقدير كرد و قلب پيامبر(ص)را تسلي بخشيد.

1- سوره انسان(76)،كه به سوره "دهر"نيز مشهور است

2- مسار الشيعه[شيخ مفيد]،ص23 ؛ الاقبال بالاعمال الحسننة[سيد بن طاووس]،ج2 ،ص374
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:16  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

 

24 ذيحجة - مباهله پيامبر(ص) با نصاراي نجران - سال نهم هجري قمري

پس از فتح مكه معظمه و طائف و مسلمان شدن اهالي يمن و عمان،تقيرباً تمامي مناطق جزيرة العرب در پوشش نظام اسلامي و حكومت توحيدي پيامبر اكرم(ص) قرار گرفت.

اما در اين منطقه بزرگ عربي، اقوام، قبايل و طوايفي بودند كه هنوز در برابر اسلام، تسليم نشده و يا حتي دشمني و فتنه انگيزي مي كردند.

منطقه نجران، كه در حد فاصل حجاز و يمن قرار دارد، در عصر پيامبر(ص)،تنها منطقه مسيحي نشين حجاز بود كه مسيحيان مقيم آن،با پشتيباني هاي كشور هاي مسيحي شاخ و شمال آفريقا و قيصر روم، ادامه حيات مي دادند.

پيامبر(ص)براي بزرگان اين منطقه نامه هايي ارسال كرد و آنان را به پذيرش دين اسلام و يا پرداخت جزيه[ماليات ويژه اهل كتاب] فرا خواند.

سران مسيحي نجران درباره نامه پيامبر(ص) به مشورت پرداخته و با افراد زيادي در اين باره گفتگو كردند. ولي به خاطر تبليغات و فضاي ويژه مسيحيان در آن منطقه،آنان هيچ يك از پيشنهادهاي رسول خدا(ص) را نپذيرفتند و براي رفع اين معضل،سه تن از بزرگان نجران، يعني:ابو حارثةبن علقمه[اسقف اعظم نجران و نماينده رسمي كليساي روم در حجاز]،عبدالمسيح بن شرحبيل معروف به عاقب[پيشواي اهالي اين منطقه]و اهتم [ياايهم]بن نعمان معروف به سيد[شخصي كهنسال و ريش سفيدو مورد احترام نجرانيان] به همراه ده تن و به روايتي سي تن و به روايتي ديگر شصت تن از مسيحيان نجران عازم مدينه منوره شده تابا رسول خدا(ص) به گفتگو بپر دازندو راه حلي پيدا نمايند.

آنان، پس از ورود به مدينه منوره، وارد بر پيامبر خدا(ص)در مسجد النبي شدند،

          بقيه در ادامه مطلب........................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:14  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 


22 ذيحجة - شهادت ميثم تمّار در كوفه - سال 60 هجري قمري

ميثم بن يحيي اسدي كه به خاطر خرما فروشي به:"تمّار"معروف بود،يكي از ياران نزديك امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و از حواريان آن حضرت بودو از آن حضرت به اندازه استعداد خويش، دانش و معرفت فرا گرفت و بر رازهاي نهان و اخبار غيبي،اطلاع مي يافت .(1)

به همين جهت، وي پيش از شهادت ابا عبدالله الحسين(ع)در كربلا، شهادت آن حضرت و يارانش را پيش گويي كرده بود. فضيل رسان از جبله مكيه روايت كرد كه از ميثم شنيدم مي گفت :به خدا سوگند،اين امت[جفا كار]فرزند پيامبر شان را در دهم ماه محرم مي كشند و دشمنان خدا،آن روز را جشن گرفته و عيد مي گيرند.

سپس گفت: و ان ذلك لكائن قد سبق في علم الله تعالي ذكره،أعلم ذلك بعهد عهده الِّي مولاي امير المؤمنين(ع)و لقد اخبرني انه يبكي عليه كلّ شئي ...؛ اين مسئله، انجام شدني است،كه در علم ازلي خداوند متعال گذشت و آن را سرورم امير مؤمنان(ع) كه بهتراز هر كسي مي داند، طي عهدي مرا به آن مطلع نمود و به من خبر داد كه براي مظلوميت او[امام حسين(ع)]تمام موجودات مي گريند.(2)

ميثم تمار در كوفه امام علي(ع)را همراهي مي كردو آن حضرت چيز هايي كه به خيلي از همراهانش نمي توانست بگويد، به خاطر ظرفيت بالاي ميثم تمار به وي مي فرمود.از جمله وي را از آينده اش و كشته شدنش در راه خدا و محبت اهل بيت(ع)خبر داد. در اين باره روايات فراواني نقل گرديده است. از جمله، يوسف بن عمران روايت كرد كه ميثم تمار به من گفت: روزي حضرت علي(ع)مرا خواست و فرمود:چگونه خواهد بود حال تو آن زماني كه فرو مايه بني اميه[عبيدالله بن زياد] تو را بخواند و بخواهد از من برائت جويي؟

گفتم: من از تو برائت نمي جويم.

امام علي(ع): به خدا سوگند،در آن حال او تورابه صليب كشيده و مي كشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 14:20  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

نام : علی

لقب : هادی نقی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر :محمد

نام مادر: سمانه مغربیه

تاریخ ولادت : 15 ذی الحجه یال 212 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 33 سال

مدت عمر :42 سال

تاریخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجری

علت شهادت: طعام زهر آلود

نام قاتل : متوکل عباسی

محل دفن : سامراء

تعداد فرزندان : 4 پسر و1 دختر

 

 

میلاد فرخنده :

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

او در تیره ترین دوران اختلافات خلفای عباسی همانند پدر بزرگوارش به توسعه وگسترش آئین اسلام پرداخت واصالت تعالیم اسلامی را از گزند حوادث وآفات محفوظ داشت .

او از همان دوران نوجوانی از آن هنگامی که در مکتب پدر بزرگوارش درس علم ومعرفت می اموخت به راهنمائی وارشاد مردم می پرداخت ودر مکتب عالی دانش وفضیلت خود ، گروههائی از علاقه مندان وارادت ورزان خاندان نبوت را می پروراند .

او در عصر خود در دانش وفضیلت وشرف انسانی ، مجاهدتهای اسلامی نظیر وهمتا نداشت وعلاقمندان همچون پروانه گرد شمع وجودش می گشتند واز خرمن علم ودانش وفضیلت او بهره ها می بردند .

 

سال ولادت :

دهمین ثمره باغ ولایت ودوازدهمین نهال خعصمت وطهارت ونخستین فرزند برومند پیشوای نهم در سال 212 هجری در یکی از محلات مدینه شهر نورانی پیامبر بزرگوار اسلام در محلی که موسوم به « صریا» بود دیده بر جهان گشود وبه زیباترین نامی مه در خاندان رسالت سابقه دیرین وخوش خاطره ای داشت موسوم گردید ؛ پدر ارجمندش برای وی نام « علی » را برگزید .

او که همانند جد بزرگوارش مأ موریت دفاع از اسلام واحیای حقوق مسلمانان را از جانب پروردگار عالم بعهده داشت همان کنیه ی جدش را بر خویشتن انتخاب کرد وبه ابوالحسن موسوم گردید .

لقب ابن رضا درخشان ترین عنوان وشهرت او ودیگر پیشوایان معصوم بعدی بود که آنروزها همچون ستاره درخشان در میان دهها القاب دیگر بر تارک وی می درخشید . از دیگر القاب آن حضرت می توان هادی ، ناصح ، عالم ، فقیه ، امین ، عسگری ، دلیل ، فاتح ، نقی و مرتضی را نام برد چنانچه امروز بیشتر دوستداران وشیعیان او را با لقب مشهور « هادی » میشناسند .

آن حضرت تحت تربیتهای الهی ومعنوی پدر ، هفت سال واندی زندگی کرد وبعد از وفات پدر درخشان ترین وشامخ ترین چهره ی اسلام بود که مشکلات فقهی وعلمی جهان اسلام را با دانش وبینش خود حل وفصل می نمود .

 

مادر :

مادر عزیز ومهربانش ، بانوی با فضیلت وتقوی ودانشمدندی یود در نهایت فداکاری ودلسوزی که یکی از بانوان صالح ودرستکار شایسته ی روزگار خود محسوب می گشت بحدی که خود امام 0ع) درباره ی او چنین میفرماید :

« مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولایت بود . او با عنایت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز فریب شیطان ومکر و کید تجاوزکار وستکگر را بخود ندید واز نظر رتبه ومقام کمتر از مادر انبیاء ومردان شایسته ی الهی نبود ...» .

نام گرامی وی « سمانه » معروف به سیده وصاحب کنیه « ام الفضل مقربیه » از شاهزادگان رومی بود که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گردید وافتخارهمسری امام را پیدا نمود  او یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری واز مدافعین سرسخت زعامت وخلافت الهی بود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 10:19  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

  عيد قربان جشن پيروزي و غلبه برنفس بر همگان تبريك و تهنيت باد.

اعمال شب و روز عيد قربان

شب دهم از ليالى متبركه و از آن چهار شبى است كه احياء آنها شايسته است و درهاى آسمان در اين شب بازاست و سنّت است در آن زيارت امام حسين عليه السلام و دعاء يا دائِمَ الْفَضْلِ عَلىَ الْبَرِيَّةِ روز دهم روز عيد قربان است و بسيار روز شريفى است و اعمال آن چند چيز است.

 

اوّل  غسل است كه در اين روز سنّت مؤ كد است و بعضى از علماء واجب دانسته اند.

 

دوّم  نماز عيد است به همان نحو كه در عيد فطر ذكر شد لكن در اين روز مستحب است كه افطار بعد از نماز از گوشت قربانى شود.

 

سوّم خواندن دعاهائى كه وارد شده پيش از نماز عيد و بعد از آن و در اقبال ذكر شده و شايد بهترين دعاهاى اين روز دعاى چهل و هشتم صحيفه كامله باشد: اَللّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ و دعاى چهل و ششم را نيز بخواند يا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبادُ

 

چهارم خواندن دعاى ندبه است

 

پنجم قربانى است كه سنّت مؤ كّد است

 

ششم خواندن تكبيرات است براى كسى كه در منى باشد عقيب پانزده نماز كه اوّلش نماز ظهر روز عيد است وآخرش نماز صبح روز سيزدهم و كسانى كه در ساير شهرها هستند بخوانند عقيب ده نماز از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم و تكبيرات اين است :

 

اللّهُ اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُ ولِلّهِ الْحَمْدُ اللّهُ

خدا بزرگتر از توصيف است .... معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است ... و ستايش خاص خدا است

 

اَكْبَرُ عَلى ما هَدانا اَللّهُ اَكْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائى كرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزى ما كرد از چهارپايان انعام (شتر و گاو و گوسفند(

 

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلى ما اَبْلانا

و ستايش خاص خدا است براى آنكه آزمود ما را

 

و مستحب است تكرار اين تكبيرات عقب نمازها به قدر امكان و خواندن بعد از نوافل

                                     دعا بفرماييد.....................

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:19  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

شهادت حضرت مسلم علیه السلام

نهم ذیحجه مصادف با سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل سفیر و نماینده سالار شهیدان در کوفه است. پدر حضرت مسلم، عقیل بن ابی طالب و مادرش به روایت ابوالفرج "علیه" بود. زمان تولد وی مشخص نیست، اما به وسیله بعضی از قرائن، چنین استنباط می‌شود که حضرت مسلم به هنگام شهادت 28 سال داشت و چون در سال 60 هجری به شهادت رسیده است، شاید ولادتش در سال 32 هجری اتفاق افتاده باشد.

مسلم از دیدگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

شیخ صدوق در کتاب امالی از ابن عباس روایت می‌کند که علی بن ابی طالب (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: تو عقیل را دوست می‌داری؟! فرمود: آری ، من عقیل را از دو جهت دوست دارم:

اول: این که عقیل را برای وجود خودش دوست می‌دارم.

دوم: به جهت این که ابوطالب او را دوست داشت، دوست می‌دارم. فرزند همین عقیل در راه دوستی فرزند تو فدا می‌شود و چشمان مؤمنین برای او گریان خواهد شد و ملائکه بر او درود می‌فرستند.

شجاعت و شهامت

علامه مجلسی در مورد شجاعت مسلم بن عقیل می‌نویسد:

"مسلم بن عقیل در میان هم سن و سالان خویش به شجاعت و سخاوت مشهور و به کثرت دانش و خرد شناخته شده بود.

سفارت و نیابت  ..............................بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:15  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 


                                 شهادت امام محمد باقر (ع)

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ،بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن ب
ه روشني مشخص نيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:10  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

اعمال دهه ی اول ذی الحجة

بسم الله الرحمن الرحیم

خواندن دو ركعت نماز ما بین مغرب و عشا در تمام شبهاى این دهه در هر ركعت بعد از حمد بخواند یك مرتبه توحید و آیه‏

وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً

وَ قَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ‏

ترجمه :

 و وعده گذاشتیم با موسى سى شب و تمدیدش كردیم‏ده شب دیگر پس تمام شد میقات پروردگارش چهل شب

 و موسى به برادرش هارون گفت جانشین من باش در قومم و مصلح باش و به راه مفسده جویان مرو.

 

تا با ثواب حاجیان شریك شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:6  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

نماز جمعه در ایران 5

این سنت اسلامی قبل از انقلاب اسلامی در دوره صفویان، که‏نخستین حکومت مستقل و منظم شیعی است، از بیشترین رونق ظاهری برخوردار بود و دوعامل در رونق آن نقش داشت:

1- انتقاد کشور عثمانی

در سراسر کشور عثمانی نماز جمعه اقامه می‏شد. آنهاحکومت مستقل شیعی صفویان را مورد انتقاد قرار می‏دادند که چرا نماز جمعه درایران اقامه نمی‏شود.

2- توجه جدی فقیه بزرگ مرحوم محقق کرکی به نماز جمعه

این دو عامل باعث‏شد که نماز جمعه در دوره صفویان رونق پیدا کند.

شاهان صفوی خود اقدام به نصب امام جمعه می‏کردند. در همین دوره نهضت‏رساله‏نویسی درباره نماز جمعه آغاز شد و محقق کرکی، در دهه سوم قرن دهم هجری‏اولین رساله را نگاشت.

پس از صفویان، نماز جمعه اهمیت‏خود را از دست داد و این روند ادامه داشت تااینکه در دوره پهلوی نه تنها نماز جمعه به فراموشی سپرده شد، بلکه با آن به‏مخالفت‏برخاستند. با ظهور انقلاب اسلامی این سنت دیرپای محمدی احیا و جایگاه‏ویژه خود را پیدا کرد. اولین نماز جمعه به امامت آیه‏الله طالقانی در تهران‏اقامه شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 14:36  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

۳۰ ذيقعده شهادت جوادالائمه (ع)برعموم شيعيان جهان تسليت و تعزيت باد.

بسم الله الرحمن الرحيم

آخر ذيعقده سالروز شهادت امام محمد تقي (عليه السلام) نهمين خورشيد آسمان امامت است.

نام ايشان محمد والقاب مبارکشان (جواد ) و(تقي ) وکنيه حضرت ابوجعفر مي باشد.

امام جواد (عليه السلام) درروز دهم رجب سال 195 هجري قمري درمدينه ديده به جهان گشودند ودرسال 220 هجري قمري درسن 25 سالگي براثر زهري که همسرشان ام الفضل بدستور معتصم به ايشان خورانيد شربت شهادت نوشيدند .

دوران امامت حضرت هفده سال بوده که بيشترآن دردوران خلافت مأمون وحدود دوسال ونيم آن درعصر معتصم گذشت . ايشان که تنها فرزند امام رضا (عليه السلام) بودند درهنگام شهادت پدربزگوارشان هشت سال داشته ودرمدينه مي زيستند. مأمون پس ازبه شهادت رساندن امام رضا(عليه السلام) درهمان سال به بغداد رفت ودرمقابل امام جواد( عليه السلام) يک سياست سه بعدي در پيش گرفت :

           برو ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 14:22  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

 كتاب و مطالعه

 يكى از كمبود«كتاب» مى‏نالد، ديگرى از كمبود «مطالعه».

گاهى كتاب و كتابخانه موجود و دم دست است، اما اشتياق مطالعه و انگيزه كتابخوانى نيست.

گاهى هم شوق خواندن هست، اما يا نمى‏دانيم« چه بخوانيم؟»، يا آن‏چه را مى‏خواهيم، نمى‏يابيم يا گران است و دسترسى به آن، مشكل.

بهرحال، «مطالعه» خوراك روح و فكر انسان است و «كتاب»، سفره‏اى است كه غذاهاى گوناگون را در اختيار خوانندگان مى‏گذارد.اگر اشتهاى ما كور شده باشد، كتابها چه تقصيرى دارند؟ پس نبايد ضعف‏ها را هميشه به گردن ديگران و مسؤولان فرهنگى انداخت.

گاهى بى رغبتى به مطالعه، مى‏تواند عامل بسيارى از نارساييهاى فكرى و ضعف بينش و سطحى نگرى در مسايل مربوط به انديشه و جامعه باشد.

«نويسندگان»، به صورت توليدكنندگان فراورده‏هاى فكرى، يا به عنوان عامل تهيّه و توزيع و عرضه، سهم و نقش دارند، نقشى كه گاهى بنيادين و سرنوشت ساز است.

دانشجو، بايد «جوياى دانش» باشد، هميشه، همه جا و در هر شرايط.بايد با كتاب، دوست شد، انس گرفت، در سفر و حضر آن را همراه داشت و خستگى‏هاى روحى و عدم نشاط را با آن درمان كرد و مطالعه را گامى براى جلوگيرى از هدر رفتن فرصت‏ها دانست .

 

خوشبختانه «كتاب و مطالعه»، با همه گسترش‏ها و تنوّعى كه در رسانه‏ها و امكانات ارتباطى و اطلاع رسانى و فيلم و فرستنده و ماهواره و...پديد آمده، جايگاه خود را دارد و «كتابخوانى» بخش عمده‏اى از اوقات بسيارى را به خود اختصاص مى‏دهد.

 

به كتاب، بايد به ديد يك «پزشك روح و فكر» نگريست.

كتابخانه، كمتر از داروخانه نيست. تأثير مطالعه بر فكر و اخلاق و ديدگاهها و زندگى انسان نيز، ناچيزتر از قرص و كپسول و گياهان دارويى و مراقبت‏هاى بهداشتى نيست.كمبود مطالعه، در هر شخص و جامعه‏اى كه باشد، يك عارضه نامطلوب است كه بايد با آن مقابله كرد و به درمانش پرداخت و افراد بى خيال را به «عارضه» بودن آن توجه داد.

اين توجه و اين نياز، در حيات دانشجوى،هم ضرورى‏تر و هم مشهودتر است.

 

وقتى كتاب، درمان روح است و مطالعه هم غذاى فكر و جان، در گزينش اين دارو و نسخه گرفتن از پزشكان انديشه(نويسندگان و صاحبان فكر و قلم) بايد دقيق بود، زيرا عوارض مطالعات نادرست و كتابخوانى غلط، يا خواندن كتاب‏هاى مضر و بيهوده و فرصت كش، بيش از غذاى مسموم است و بيشتر لغزشها، معلول كم اطلاعى يا خواندن آثار سست و ضعيف يا انحرافى است، يا پذيرش القاءات و انديشه‏هاى بى بنياد و مغالطه آميز برخى از اهل قلم.

 

پس چندان ناروا نيست اگر از طريق مطالعه، به نوعى«كتاب درمانى» روى آوريم و بيمارى هايى همچون يأس و نوميدى، افسردگى، جهل، شك، بيخبرى، ضعف بينش، كاستى‏هاى اخلاقى، گمراهى‏هاى سياسى و انحرافات اعتقادى را با مطالعه آثار متقن و سودمند و جذاب، درمان كنيم و ناتوانى خويش را در عرصه انديشه، با خواندن آثار غنى جبران كنيم و توانا شويم.

از هر كس هم عذر «اهل مطالعه نيستم» پذيرفته باشد، از دانشجو پذيرفته نيست، چرا كه تار و پود حيات دانشجويى، با علم و كتاب و استاد و بحث و مطالعه و پرسش و كاوش آميخته است. و خواندن، جزو خميرمايه زندگى جوانان ما در اين مقطع از تحصيلات و زندگى و عمر است.

 

از ديگرسو، براى انبوه كتاب‏هاى بى شمار و جديد و خواندنى هم بايد فكرى كرد و چاره‏اى انديشيد،       بقيه در ادامه مطلب......................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 10:34  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

13 آبان تجلي روز دانش آموز مباركباد.

13 آبان، نماد مظلومیت ملت ایران

* ملت ما ملتی است شجاع، با عزم و تصمیم و اراده و مظلوم. مظلوم از سوی چه کسانی؟ از سوی زورمداران و زرمدارانی که برایشان نه بشر مهم است، نه حقوق انسانها مهم است، نه شرافت مهم است؛ برایشان سلطه و قدرت بی مسئولیت و بی انتها اهمیت دارد و در سطح جهان دنبال آن هستند.

سیزدهم آبان، روز نماد مظلومیت ملت ایران است. ملت ایران در سیزدهم آبان مظلومیت خود را فریاد کرد. اسنادی که از لانه جاسوسی بیرون آمد و در حدود صد جلد حقایقی آشکار شد ـ که موجود است و چاپ شده و در دسترس همه است ـ نشان می داد که دولت آمریکا علیه ملت ایران و منافع ملت ایران ـ به خصوص بعد از ما حقوق هیچ ملتی را در هیچ نقطه ای از عالم پایمال نمی کنیم؛ اما اگر قدرتمداران عالم بخواهند طبق عادت خودشان حقوق ملت ما را پایمال کنند، ملت ما ظلم را از سوی هر کس و هر قدرتی تحمل نخواهد کرد

پیروزی انقلاب اسلامی ـ لحظه ای را فروگذار نکرده است. منتها این ملت بزرگ از آن مظلومهایی نیست که تن به ظلم بدهد؛ مظلوم است، اما در مقابل ظلم می ایستد و آن را تحمل نمی کند.

از ماجرای سیزدهم آبان سالهای زیادی گذشته و آن قضیه به تاریخ پیوسته است؛ اما حقیقتی که ماجرای سیزدهم آبان و تسخیر لانه جاسوسی نماد آن بود ـ یعنی مظلومیت ملت ایران و عدم تحمل ظلم از سوی ملت ایران در مقابل هر کس ـ به حال خود باقی است. امروز هم همین طور است. امروز هم ما به کسی ظلم نمی کنیم؛ ما به هیچ ملتی تجاوز نمی کنیم؛ ما حقوق هیچ ملتی را در هیچ نقطه ای از عالم پایمال نمی کنیم؛ اما اگر قدرتمداران عالم بخواهند طبق عادت خودشان حقوق ملت ما را پایمال کنند، ملت ما ظلم را از سوی هر کس و هر قدرتی تحمل نخواهد کرد؛ یعنی مظلومیت بدون تحمل ظلم و ستم و تکیه به خود، نه به قدرتهای نامطمئن بین المللی.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:44  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

8/8/88
ولادت ثامن الحجج امام رضا (ع) تبريك و تهنيت باد.

قصه شتری كه به حرم پناه آورد

شاید چندین مرتبه از زبان ریش سفیدان اطرافتان، قصه شتری را شنیده باشید كه از دست سلاخان گریخت و به حرم امام هشتم علیه السلام پناه آورد و پای پنجره فولاد گریست.

حاج نصر الله حسین زاده صاحب همان شتر است كه اینك دربان كشیك پنجم آستان قدس رضوی می‌باشد. از آنجا كه ماجرای آن شتر پناهنده و چند و چون پس از آن به نظر ما جالب آمد، خاطرات ایشان را بیان می‌کنیم. حاج نصرالله اینطور آغاز می‌كند:

از قهرمانان و پیش كسوتان ورزشی كشتی هستم كه شغل اصلی‌ام دامپروری است . 26 سال بیش دوازده شتر را كه از كشور افغانستان به ایران آورده بودند، برای كشتارگاه خریداری كرده همان روز با چند تن دیگر شروع كردیم به علامت گذاری روی شترها اما وقتی به آخرین آنها كه بسیار فربه و چاق هم بود رسیدیم، به دلیل نا آرامی او موفق به گذاشتن علامت نشدیم .

صبح روز بعد همین شتر را همراه با سه تای دیگر به كشتارگاه فرستادیم . آنجا دو تا را كشتند و دو تای دیگر از سلاخ خانه به طرف پنجره پایین خیابان گریختند. سر پنجره یكی از آنها به سمت خیابان نخ‌ریسی و دیگری به سوی حرم مطهر حركت كرد. حاج سید حسینی یكی از دربانان صحن عتیق می‌گفت: هنگامی كه شتر وارد حرم شد، با قدم‌های آهسته گام برداشت. سه دور اطراف سقاخانه چرخید و بعد رفت و به آرامی جلوی پنجره فولاد زانو زد و پس از سر و صدای زیاد چنان اشك ریخت كه از یك شتر بعید می‌نمود .

وقتی همان دربان، شالی سبز بر گردن شتر انداخت و به دنبال خود كشانید، شتر مانند آهویی رام شده با او همراه شد و مردم هم گروه گروه به دنبالش رفتند .

           بقيه جذاب در ادامه مطلب...................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:21  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 
ولادت حضرت معصومه (س)دخت موسي بن جعفر (ع) وشفيعه روز جزا بر همگان تبريك و تهنيت باد.


شفاعت گسترده
بالاتريـن جايگاه شفاعت, از آن رسـول گرامى اسلام است كه در قرآن كريـم از آن به مقام محمود تعبير شده است. و گستردگى آن با جمله بلند ولسـوف يعتيك ربك فتـرضـى  بيان گرديـده است.        

همانا دو تـن از بانـوان خاندان رسـول مكرم شفاعت گسترده اى دارند كه بسيار وسيع و جهان شمـول است و مـى تـوانـد همه اهالـى محشـر را فـراگيـرد:
1 ـ خـاتـون محشـر, صـديقه اطهر, حضـرت فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ.
2 ـ شفيعه روزجزا, حضـرت فـاطمه معصـومه(س).
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا ـ سلام الله عليهاـ هميـن بس كه شفـاعت, مهريه آن حضـرت است و به هنگـام ازدواج پيك وحـى طـاقه ابريشمـى از جانب پروردگار آورد كه در آن, جمله خداوند مهريه فاطمه زهرا را شفاعت گنهكاران از امت محمـد(ص) قـرار داد.
ايـن حـديث از طـريق اهل سنت نيز آمده است.
بعد از فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ از جهت گستـردگـى شفاعت, هيچ كـس ـ و حد اقل هيچ بانـويى ـ به شفيعه محشر, حضرت معصـومه دخت مـوسـى بـن جعفر ـ سلام الله عليها ـ نمى رسد, كه امام به حق ناطق, حضـرت جعفـر صادق(ع) در ايـن رابطه مـى فـرمايـد:

تدخل بشفـاعتها شيعتنـاالجنه باجمعهم.

بـا شفـاعت او همه شيعيـان مـا وارد بهشت مـى شـوند.
                             
                                               
بقيه در ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:12  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 
شهادت ششمين پيشواي شيعيان جهان حضرت امام صادق (ع) بر عموم مسلمين جهان تسليت و تعزيت باد. 

هم اكنون سال 148 هجري است ، لحظات تلخي بر شهر حاكم است ، آري مدينه اين شهر غريبي و بي كسي ، اين شهر

با مردمان معروفش ...

همه جا گرد مرگ و ماتم پاشيده  شده است و كبوتران  درون آشيانه خود سردرگريبان يكديگر كرده ،آرام آرام مي گريند .

در كوچه هاي شهر حركت مي كنيم ، گذر از اين كوچه ها قلب شيعه را به لرزه در مي آورد ، آري  شايد جريان سقيفه وماجراهاي آن باز در ذهن تداعي شده است .  زمان ، غروب كردن خورشيد دگري را به نظاره نشسته است .

فضاي خفقان آوري است ، ظلم و جور و استبداد دومين خليفه عباسي   بحدي است  كه حتي  كوچكترين صداي مخالف را در نطفه خفه مي كند ،  چه بسيار  سادات و بزرگان شيعه كه با  دستور او به شهادت  رسيدند .

با قلب خود منزل او را مي يابيم . آري آثار آتش  هنوز بر  در و ديوار آن  نمايان است  و  خوب آن شب تلخ  را به ياد مي آورم كه با دستور منصور سفاك به حسن  بن زيد منزلگاه  نور به آتش  كشيده شد و آن بزرگوار در حاليكه از ميان آتش مي گذشت مي فرمود :

« أنا بْنُ أعْراق الثَّري ، أنا بْنٌ اِبراهيمَ خَليل ِ الله ِ . »

« منم فرزند اسماعيل ،كه فرزندانش مانند رگ وريشه در اطراف زمين پراكنده اند ، منم فرزند ابراهيم خليل خدا كه آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد . »  ( اصول كافي ج1ص473 )

آري سوزاندن منزل با اهل آن گويا سنت و آداب اين شهر شده است روزي خانه اميرالمومنين و حال ...  .

لحظات آخر عمر پربركت امام است و منصور با خورانيدن زهر به آن حضرت به آرزوي ديرينه خود رسيده .

لحظات سختي بر فرزندان آن بزرگوار و اهل بيتش مي گذرد ، امام بهوش مي آيد و از هوش مي رود و دائما ازخويشان خود پرسوجو مي كند و مي فرمايد به فلاني و فلاني رسيدگي كنيد .

آن درياي پر مهر و عطوفت حتي در آن لحظات آخر ، يكي از بستگان خود را كه به رويش شمشير كشيده بود ازياد نبرده و مورد تفقد خود قرار مي دهد كه اين اوج رافت حتي تعجب سالمه كنيز حضرت را برمي انگيزد ، مثل اينست كه اوازياد برده است كه اين خاندان معدن لطف و كرمند :

- آيا به كسي كه با شما دشمني كرده و به رويتان شمشير كشيده محبت مي كنيد !?

امام مي فرمايد مي خواهم مشمول اين آيه باشم :

« وَ الّذِينَ يَصِلونَ ما أمَرَ اللهٌ بِهِ أنْ يٌوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهٌمْ وَ يَخافٌونَ سٌوءَ الْحساب ِ ... اولئكَ لَهٌمْ عٌقْبَي الدّار ِ . »

« و آنانكه پيوندهايي را كه خداوند به آن امر كرده برقرار مي نمايند ( يعني صله رحم مي كند ) عاقبت نيك در سراي ديگر از براي آنها خواهد بود . ( رعد – 21و22 )

آري بازامام از هوش مي رود اينبار مدت آن طولاني تراست همه فرزندان به شيون مي پردازند ولي امام آرام آرام چشمان مبارك خود را مي گشايد و وصيت آخرين خود را مي فرمايد . همه منتظرند تا ببينند امام چه وصيتي دارند ??

لبان مبارك به سختي باز مي شود :

« اِ نَّ شَفاعَتَنا لا تَنالٌ مَسْتَخِفّاً بِالصَّلوة . »

شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمرد نمي رسد. ( انوار البهيه ص 179 )

و بدين ترتيب لحظاتي نمي گذرد كه صداي شيون و ضجه ازمنزل امام بلند مي شود وملائك از آسمانها براي تسليت به امام موسي كاظم ( عليه السلام ) به زمين فرود مي آيند .

  اي وا اماما      اي وا سيدا    اي وا صادقا   ................................

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 6:26  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

نماز جمعه می‏خوانم نماز نور

نماز جمعه کلاس تربیت و تهذیب، ذکر و توجه به خدا، پیوند مخلوق با خالق، آرامش‏دلهای ناآرام، عبادت و تقوا و ایثار و معنویت است. نماز جمعه محل اجتماع خوبان‏امت، مستحکمترین سنگر دفاع از اسلام صحنه نمایش قدرت، عزت، افتخار و عظمت‏مسلمین، مایه یاس و ناامیدی کفار و منافقان، میدان دفاع از ارزشها وصف جدایی حاضران در صحنه از بی‏تفاوتان است.

نماز جمعه تحفه الهی به مردم شریف ایران، یادگار امام راحل(ره)، ثمره خون‏هزاران شهید، بویژه شهدای محراب، و دژ مستحکم نظام جمهوری اسلامی است. نمازجمعه منشا برکات فراوان خداوند بزرگ بر بندگان صالح است. پیوند معنوی باخداوند سبحان، وحدت و یکدلی، آگاهی از معارف اسلامی و رویدادهای اجتماعی‏سیاسی، جلب همکاری برای حل مشکلات مسلمانان و ... گوشه‏ای از آثار بی‏شمار این‏فریضه مهم است. با توجه به اهمیت این فریضه، بر همگان لازم است که در راه اشاعه‏فرهنگ آن و با شکوهتر برگزار کردنش، در حد توان، گام بردارند و دین خود را به‏آن ادا نمایند. این مقاله، ضمن اشاره به تاریخچه نماز جمعه، گوشه‏ای از دیدگاه‏معصومان(علیهم السلام ) درباره آن را بیان می‏کند.

نخستین نماز جمعه در اسلام در بعضی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان‏مدینه، پیش از هجرت با یکدیگر صحبت کردند و گفتند: یهود در یک روز هفته اجتماع‏می‏کنند (روز شنبه) و نصارا نیز روزی برای اجتماع دارند (یکشنبه) . خوب است مانیز روزی قرار دهیم، در آن روز جمع شویم، ذکر خدا گوییم و شکرش را به جای‏آوریم. آنها روز قبل از شنبه را، که در آن زمان «یوم العروبه‏» نامیده می‏شد،برگزیدند و به سراغ «اسعد بن زراره‏»، که یکی از بزرگان مدینه بود، رفتند. اونماز را، به صورت جماعت، با آنها به جای آورد و آنان را اندرز داد و آن روز،روز جمعه نامیده شد; زیرا اجتماع مسلمین بود.

اسعد دستور داد گوسفندی ذبح کردند و نهار و شام از همان یک گوسفند بود; چراکه تعداد مسلمانان بسیار کم بود ...

این نخستین جمعه‏ای بود که در اسلام گرامی داشته شد.

اولین نماز جمعه پیامبر(ص)

رسول خدا(ص) ظهر دوشنبه دوازدهم ربیع‏الاول به مدینه‏وارد شد. چهار روز در «قبا» ماند و مسجد قبا را بنیان نهاد.

سپس روز جمعه به سوی مدینه حرکت کرد. فاصله قبا تا مدینه بسیار کم بود وامروز قبا یکی از محله‏های مدینه شمرده می‏شود. پیامبر هنگام نماز جمعه به محله‏«بنی سالم‏» رسید، مراسم نماز جمعه را در آنجا بر پا داشت و بدین ترتیب اولین‏خطبه حضرت در مدینه تحقق یافت.

         منتظر شماره هاي بعدي باشيد...........................نظريادتون نرود

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 10:32  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 
وفات حضرت عبدالعظيم حسني (ع) كه زيارتش در شهر ري برابر با زيارت امام حسين (ع) در كربلاست را به عموم عاشقان حضرتش تسليت و تعزيت عرض مينمايم.

<# FILE_TAGS #>">


12 مهرماه
        وفات
حضرت عبدالعظیم حسنی رحمه‏الله

ضرورت شخصیت‏شناسی

آشنایی با زندگی و اخلاق و رفتار دست پروردگان اولیای الهی که بهترین سرمشق برای   افراد محسوب می‏شوند، در تکوین شخصیّت و پرورش فضیلت‏های انسانی و گسترش    بینش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مردم، به‏ویژه قشر نوجوان و جوان، بسیار موثر    است. از جمله شخصیت‏های برجسته تاریخ اسلامی محدّث بزرگوار حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‏السلام است که زمان‏شناسی و اخلاص و اعتقاد راسخ او به اهل‏بیت علیهم‏السلام و نیز نوع فعالیت‏ها و موضع‏گیری او در یکی از سخت‏ترین دوره‏های تاریخ اسلام از جهات بسیاری آموزنده است.

                 بقيه در ادامه مطلب...................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 11:40  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

5مهرماه

تخريب بقاع بارگاه بقيع

<# FILE_TAGS #>">

تاريخ به خوبي نشان داده است راه شيعه با مظلوميت بهتر پيش مي‌رود. تخريب حرم        مطهر ائمه بقيع(عليهم‌السلام) هر چند خون بر دل شيعه کرد؛ اما مجالي شد تا دوباره    شيعه با مظلوميت و اشک، خود را معرفي کند. ولي آنچه بايد در مورد اين موضوع به              آن توجه بسيار کرد، فاجعه تخريب بارگاه بقيع است که اگر چه به دست وهابيون صورت   گرفت، اما نبايد آن را به اهل تسنّن نسبت داد؛ زيرا وهابيتي که خود را به اصطلاح سنّي مي‌داند، دست‌پرورده استعمار غرب است؛ آنجا که مستر همفر، جاسوس انگليسي،   هنگامي که با محمد بن عبدالوهاب، بنيان‌گذار وهابيت، آشنا مي‌شود، مي‌گويد:                «من گمشده خود را در محمد بن عبدالوهاب يافتم».

«همچنين در جريان تخريب بقيع، وهابيون قبور برخي از بزرگان اهل سنّت را هم تخريب کردند»؛ «حتي در نظر داشتند که بارگاه شريف پيامبر اعظم(ص) را از بين ببرند که ترس        از اعتراض همگاني شيعه و سني آنها را از اين اقدام زشت برحذر داشت».

انعکاس خبر حادثه تخريب بارگاه بقيع...................................

                                   بقيه در ادامه مطلب.................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:53  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

رزمندگان

شهپر شهامت و شهادتند و بال هاي استوارشان را براي رسيدن به سكوي ستيغ آزادي گشوده اند.
<# FILE_TAGS #>">

ياد و خاطره ۸ سال دفاع مقدس و  فداكاريها و ايثارگريهاي رزمندگان اسلام گرامي بادو راهشان پر رهرو باد.

بياد شهدا صلوات

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 10:42  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 



عید فطر؛ ماه پیروزى برطاغوت نفس

فلسفه اعیاد اسلامی

مسئله عید و فطرت در قرآن

انواع فطرت

<# FILE_TAGS #>">

عید فطر؛ یعنى بازگشت‏ به فطرت و سرشت.

بازگشت ازاین نظر كه آیا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحیح برقراراست‏ یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و براثرحجاب‏هاى ‏جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، دركلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏ شده‏اند یا نه؟ كه اگر چنین است ‏باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این كه: آن چه را در ماه‏ رمضان آموخته‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به كار برده‏اند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون كه: «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است كه توصیف ‏گردد. آرى چنین است، معبودى جزخداى یكتا و بى‏همتا نیست، وخدا بزرگترازآن ‏است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطرآن كه ما را درراستاى پاكسازى و بهسازى هدایت كرده، و شكراو را كه جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.

رمضان پایان مى‏پذیرد و به ‏انتهاى خود مى‏رسد، مسلمانان درمكتب رمضان، در پرتو آیات قرآن و نیایش‏ها و تقویت صبر و اراده، پس از فراگیرى به خودسازى پرداخته‏اند؛ اینك جشن ‏مى‏گیرند كه در جهاد اكبر، با گام‏هاى استوار عبور كرده‏اند و به ‏مقصود رسیده‏اند.

فلسفه اعیاد اسلامی      بقیه ادامه مطلب...........................................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 12:24  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

                     روز جهاني قدس روز حيات اسلام است.


 <# FILE_TAGS #>">                              مرگ بر اسرائيل

 نامهای قدس:

    حوادث تاريخي قدس با نام متعدد آن شهر مقدس در كتابهاي تاريخي مذكور شده . عرب كنعاني قبل از 5000 سال پيش قدس را باز سازي كرده و آنرا (اورسالم) ناميدند ، سالم منسوب به سالم يا شالم به معناي صلح است و اور كلمة سومري به معناي شهر است . اين نام به امتهاي ديگر نيز منتقل شد و نزد يهود به (يروشالايم) و فراعنه به (اوشامام) و يونان و روم به (هيروسوليما) و نزد غرب به (جروسالم) شهرت يافت (9) .

    در قرن دوازده قبل از ميلاد بني اسرائيل به سرزمين كنعانيان هجوم آوردند . قبيلة عربي كنعاني كه از همان آغاز در شهر قدس و كوههاي اطراف آن مستقر شده بودند با بني اسرائيل جنگ كردند در آن زمان شهر قدس به (شهر يبوس) معروف شده بود . اين نام را يوشع رهبر بني اسرائيل ، انتخاب كرد و نام رئيس قبيله كنعان بود . وقتي كه يهود در سال 997 قبل از ميلاد به فرماندهي حضرت داود (ع) وارد شهر شدند به شهر داود معروف شد و داود اين شهر را پايتخت حكومت خود برگزيده بود (10) .

    ولي نام (داود) كه بر شهر قدس اطلاق شده بود ، دوام زيادي نداشت بلكه نام اورشليم جايگزين آن شد و حتي پس از پايان حكومت يهود كه 73 سال طول كشيد ، اين نام همچنان نزد فارسها و يونانيها و رومها كه به ترتيب بر اين منطقه حكومت كردند ، رواج داشت و اين نام همانطوريكه قبلاً ذكر كرديم تحريف شده اورسالم ـ اورشاليم عربي است .

    در سال 135 ميلادي امپراطور رم اين شهر را ويران و ساكنانش را آواره كرد و نام آن را به (ايليا كابيتولينا) به معناي خانة خدا تغيير داده و با وجود اينكه كستانتين امپراطور رم ، نام قديمي اين شهر را دوباره زنده كرد ولي عربها آنرا با همان نانم ايليا مي شناختند و نام ايليا را بكار مي بردند . تا اينكه بعد از فتوحات اسلام به نام قدس و بيت المقدس و قدس شريف يعني مكان مقدس ، پاك از هر گناه و شرك ، معروف شد . و اين نامها در قرآن و سنت ذكر شده اند

                  همه چيز در مورد قدس در ادامه مطلب.............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:18  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

اعمال شبهای قدر

شب قدر،  شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.

اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.

 

اعمال مشترک شبهای قدر

1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.

2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه"  گفته شود .

3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

5- احیای این شبها .

6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...

8- قرائت دعای جوشن کبیر.

9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

 

اعمال مخصوص شب نوزدهم

1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".

2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...

 

اعمال مخصوص شب بیست و یکم

1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .

2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .

3- زیارت حضرت علی علیه السلام .

 

اعمال مخصوص شب بیست و سوم

1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است .

2- قرائت سوره های ... .

3- هزار مرتبه سوره قدر .

4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .

                                   دعا بفرمایید...........

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:8  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

 

«شب قدر» واژه‌ای قرآنی است

<# FILE_TAGS #>">


این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
(ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.)

در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در
ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است.

           ادامه دارد...............................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:5  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

نجف اشرف، پناهگاه بى‏پناهان

اميرمؤمنان على عليه‏السلام پيشواى بزرگ اسلام و امام اول شيعيان جهان در سال چهلم هجرى يعنى سى سال بعد از رحلت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم چشم از اين دنياى مادى فروبست و روح بلندپروازش از تنگناى اين جهان به ملكوت اعلى بال و پر گشود.

به دستور حضرت، فرزندانش امام حسن عليه‏السلام و امام حسين عليه‏السلام، بدن مطهر او را در زمين مرتفعى كه عرب به آن «نجف‏» مى‏گويد، مدفون ساختند. بدون اينكه مردم بدانند محل دفن آن حضرت كجاست.

آرى على عليه‏السلام شخصيت عاليقدرى كه با زور بازوى وى كمر كفر و سطوت شرك و بت پرستى در هم شكست و با جانبازيهاى مردانه‏اش، تعاليم اسلام در سراسر عربستان گسترش يافت و مردم به دين خدا گرويدند، بواسطه كينه ديرينه‏اى كه دشمنان از وى بدل گرفته و در سينه پنهان داشته بودند، چنان از خلافت و روى كار آمدن وى نگران و ناراضى بودند كه اگر دستى به قبر او پيدا مى‏كردند، از تعرض به ساحت مقدس و مدفن مقدس آن حضرت خوددارى نمى‏نمودند.

از اين رو مدفن اميرالمؤمنان در حدود 150 سال همچنان از انظار عموم پنهان بود و فقط ائمه طاهرين و عده‏اى از شاگردان مخصوص آن بزرگواران از محل دفن آن حضرت آگاه بودند، و در فرصتهايى كه دست مى‏داد، دور از چشم دشمنان، تربت پاك شاه مردان را زيارت مى‏كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 8:57  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 



شهادت و وصيت امام على عليه السلام

علامه طبرسى گويد: على عليه‏السلام شصت و سه سال زندگانى كرد، ده سال پيش از بعثت، و در سن ده سالگى اسلام آورد. و پس از بعثت‏بيست و سه سال با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زندگانى كرد، سيزده سال در مكه پيش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگين‏ترين بارهاى رسالت آن حضرت را به دوش كشيد، و ده سال پس از هجرت در مدينه در دفاع از حضرتش با مشركان جنگيد و با جان خود او را از شر دشمنان دين نگاه داشت، تا آنكه خداى متعال پيامبر خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على عليه‏السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بيست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولايت غصب كردند و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در اين دوران با تقيه و مدارا مى‏زيست، و پنج‏سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در اين سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناكثين و قاسطين و مارقين (اصحاب جمل و صفين و نهروان) بود چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سيزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پياده كردن احكام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى‏توانست‏با كافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع كند، سپس هجرت كرد و ده سال پس از هجرت با مشركان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...

آن حضرت در شب بيست‏يكم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى با شمشير به شهادت رسيد. عبدالرحمن بن ملجم مرادى شقى‏ترين امت آخر زمان - لعنة الله عليه - در مسجد كوفه او را ضربت زد; بدين قرار كه آن حضرت در شب نوزدهم به مسجد رفت و مردم را براى نماز صبح بيدار مى‏كرد و ابن ملجم ملعون از آغاز شب در كمين حضرتش بود، چون حضرت در مسجد عبورش به او افتاد او كه مطلب خود را پنهان مى‏داشت و از روى نيرنگ خود را به خواب زده بود ناگهان از جاى جست و ضربتى با شمشير زهر آلود بر فرق مباركش زد. آن حضرت روز نوزدهم و شب و روز بيست و يكم را تا نزديك ثلث اول شب زنده بود آن گاه به شهادت رسيد و در حالى كه محاسن شريفش به خون سرش رنگين بود مظلومانه به ديدار خداى خود شتافت.
                             بقيه در ادامه مطلب..........................خواندني است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 8:47  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

چه نشاطیست عزیزان که به هر انجمن ست

شاد و خرم دل یاران و ، به دور از محن ست

هر طرف میگذرم، بانگ طرب می شنوم

وه که میلاد حسن، نور دل بوالحسن ست

خجسته سالروز میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) بر تمامی عاشاقن و رهروان آن حضرت تبریک و تهنیت باد .

<# FILE_TAGS #>">

          بقیه جالبه ادامه مطلب............................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 8:35  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  | 

10 رمضان - وفات حضرت خديجه كبري(س)

<# FILE_TAGS #>">

سال دهم بعثت: وفات حضرت خديجه كبري(س).

اُمّ المؤمنين، حضرت خديجه كبري(س) دختر خويلد بن اسدبن عبدالعزي نخستين همسر رسول خدا(ص)، از زنان شريف، اصيل و نامدار عرب و اسلام مي باشد. وي با اين كه در عصر جاهليت، در مكه معظمه ديده به جهان گشود و در آن شهر قبيله گرا و طايفه مدار رشد و كمال يافت، در عفت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صميميت، صداقت، مهر و وفا با همسر، كم نظير بود و وي را در آن عصر، طاهره و سيده نساء قريش مي خواندند و در اسلام يكي از چهار بانويي كه بر تمام بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا(س)، هيچ بانويي اين مقام و فضيلت را نيافت.(1)

وي پيش از ازدواج با رسول خدا(ص)، در آغاز با هند بن بناس تميمي، معروف به "ابوهاله" و پس از وي با عتيق بن عابد مخزومي ازدواج كرد و از هر دوي آن ها داراي فرزند شد. پس از مرگ همسر دوم، خديجه كبري(س) با درايت و خردمندي خويش صاحب دارايي فراوان شد و كاروان هاي متعددي براي بازرگاني به راه انداخت.

حضرت محمد(ص) كه پيش از بعثت، بنا به سفارش عمويش ابوطالب(ع) در يكي از سفرهاي كارگزاران خديجه شركت كرد و سود فراواني نصيب وي نموده بود، علاقه خديجه را به خويش جلب و زمينه ازدواج با وي را فراهم كرد.

خديجه كبري(س) در چهل سالگي با امين قريش، حضرت محمد(ص) كه در سنّ بيست و پنج سالگي بود ازدواج كرد(2) و زندگي شرافتمندانه و اصيلي را پايه ريزي كردند، كه در تاريخ بشريت بي همتا و بي مانند است.

خديجه كبري(س) به پيامبر(ص) عشق و علاقه ويژه اي داشت و هنگامي كه آن حضرت مبعوث به رسالت شد، تمام توان و دارايي هاي خويش را در اختيار آن حضرت گذاشت، تا در راه اسلام و باروري آن هزينه كند. او نخستين زني بود كه به آن حضرت ايمان آورد و در اين راه مشقت ها و آزارهاي فراواني از سوي قريش و اهالي مكه متحمل گرديد.(3)

وي تا زنده بود، در تمام صحنه ها يار و ياور رسول خدا(ص) و موجب تسلي قلب شريف آن حضرت بود و در روزگار سخت تبعيد در شعب ابي طالب، هيچ گاه آن حضرت را تنها نگذاشت و با تمام وجود از وي پشتيباني و نگه باني مي كرد.

سرانجام اين بانوي فداكار، پس از يك عمر تلاش و كوشش و 25 سال خدمت به رسول گرامي(ص) و دين مبين اسلام، پس از بازگشت از محاصره قريش در شعب ابي طالب به مكه معظمه، در دهم رمضان سال دهم بعثت، جان به جان آفرينان تسليم و روح مطهرش به اعلي عليين عروج نمود.

پيامبراكرم(ص) در مدت كوتاهي، دو يار و پشتيبان خويش، يعني عمويش ابوطالب و پس از وي، خديجه كبري(س) را از دست داد و از اين باب، بسيار اندوهگين و ماتم زده بودو روزگار سختي را پشت سر مي گذاشت. به همين جهت، آن سال را "عام الحزن" ]سال اندوه[ ناميدند.

پس از غسل و كفن بدن مطهر خديجه كبري(س)، پيامبر(ص) وي را در حجون مكه به خاك سپرد.(4)

خديجه(س) در خانه پيامبر(ص) داراي دو پسر به نام هاي قاسم و عبدالله ]معروف به طيب و طاهر[ و چهار دختر به نام هاي زينب، رقيه، ام كلثوم و حضرت فاطمه زهرا(س) گرديد.(5)

پيامبراكرم(ص) در شأن همسرش خديجه(س) فرمود: سوگند به خدا، پروردگار كسي را بهتر از خديجه نصيبم نكرد. زيرا در حالي كه مردم، كفر مي ورزيدند، او به من ايمان آورد؛ در حالي كه مردم تكذيبم مي كردند، او مرا تصديق كرد؛ در حالي كه مردم محرومم كرده بودند، او با دارايي هاي خود با من مساوات كرد و خداوند از او به من فرزنداني عطا كرد، كه از ساير همسرانم چنين موهبتي نصيبم نشد.(6)

1- رمضان در تاريخ (لطف الله صافي گلپايگاني)، ص 66

2- تذكره الخواص (ابن جوزي)، ص 271؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج2، ص 79

3- رمضان در تاريخ، ص 72

4- رمضان در تاريخ، ص 64؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 35؛ المنتخب من ذيل المذيل (طبري)، ص 86؛ البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج3، ص 156؛ كشف الغمه، ج2، ص 79

5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 108؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الوري)، ص 211

6- تذكره الخواص، ص 273؛ رمضان در تاريخ، ص 76؛ كشف الغمه، ج2، ص 78
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:11  توسط حجه الاسلام ناصر احمدي  |